بیان مسئله:
حضرت زهرا (س)، بانوی دو عالم، در قرآن کریم جایگاهی ویژه دارد. مفسران بر اساس روایات نبوی (ص)، آیات بسیاری را دربارهٔ مقام و منزلت آن حضرت دانستهاند. این آیات، نه تنها مقام معنوی او را نشان میدهند، بلکه جایگاه خانوادگی، حقوق مالی، مرجعیت علمی و ایثار او را نیز تبیین میکنند.
از آیهٔ تطهیر که عصمت او را اثبات میکند، تا سورهٔ کوثر که تداوم نسل پیامبر (ص) را از طریق او میداند، و از آیهٔ ذیالقربی که حق مالی او را تعیین میکند، تا سورهٔ انسان که ایثار و اخلاص او را به تصویر میکشد.
پرسش اصلی این نوشتار آن است که این آیات، چگونه مقام و منزلت حضرت زهرا (س) را در ابعاد گوناگون نشان میدهند؟ و چگونه میتوان با خوانش تطبیقی آیات و روایات، تصویری کامل از جایگاه او در قرآن ترسیم کرد؟ نوشتار حاضر میکوشد با تکیه بر آیات و روایات، هشت جلوهٔ قرآنی از مقام و منزلت حضرت زهرا (س) را تبیین کند.
ضرورت مسئله:
ضرورت پرداختن به این موضوع، از آنجا ناشی میشود که حضرت زهرا (س) در قرآن، جایگاهی دارد که کمتر شناخته شده است. بسیاری از مسلمانان، او را تنها بهعنوان دختر پیامبر (ص) و همسر علی (ع) میشناسند، در حالی که قرآن، او را در جایگاههای گوناگونی معرفی کرده است: معصومه، کوثر، ذیالقربی، اهل ذکر، ابرار و... . شناخت این جایگاهها، میتواند الگویی عملی برای همهٔ مؤمنان باشد.
ضرورت دیگر آن است که دشمنان، همواره کوشیدهاند مقام حضرت زهرا (س) را کوچک نشان دهند و حقوق او را انکار کنند. در چنین شرایطی، شناخت آیات و روایات مربوط به او، یک وظیفهٔ دینی و تاریخی است. نوشتار حاضر، با تکیه بر آیات و روایات، این وظیفه را ادا میکند.
اهداف مقاله:
هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی آیات و روایات مربوط به مقام و منزلت حضرت زهرا (س) است؛ تا روشن شود که او در قرآن، نه فقط یک شخصیت تاریخی، بلکه یک الگوی الهی است که در ابعاد گوناگون زندگی، از عصمت تا ایثار، میتواند الگوی مؤمنان باشد.
در این نوشتار، نخست آیهٔ تطهیر و عصمت حضرت زهرا (س) بررسی میشود. سپس سورهٔ کوثر و تداوم نسل پیامبر (ص) تحلیل میگردد. در ادامه، شجرهٔ طیبه و جایگاه خانوادگی او تبیین میشود. سپس ذیالقربی و حق مالی او بررسی میشود. در ادامه، مودت ذیالقربی و مزد رسالت تحلیل میگردد. سپس اهل ذکر و مرجعیت علمی او تبیین میشود. در ادامه، سورهٔ انسان و ایثار و اخلاص او بررسی میشود. و در پایان، اهل بیت و جایگاه خانوادگی و نسب او ترسیم میگردد
هشت آینهٔ وحی؛ جلوههای قرآنی مقام و منزلت حضرت زهرا (س)
بخش اول: حضرت زهرا (س) و آیهٔ تطهیر؛ عصمت و طهارت
پرسش چالشی: چگونه آیهٔ تطهیر، عصمت حضرت زهرا (س) را اثبات میکند؟۱. متن آیه و معنای رجس
خداوند در آیهٔ ۳۳ سورهٔ احزاب میفرماید: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»؛ همانا خداوند اراده کرده است که پلیدی (گناه) را از شما اهل بیت (پیامبر) دور کند و کاملاً شما را پاک سازد [۱]. این آیه، که به «آیهٔ تطهیر» معروف است، یکی از مهمترین آیاتی است که مفسران بر اساس روایات نبوی (ص) دربارهٔ مقام حضرت زهرا (س) دانستهاند.
واژهٔ «رجس» در این آیه، معنایی گسترده دارد. در مقاییس اللغه آمده است که اصل «رجس» به معنای اختلاط است، سپس به اشیای آلوده «رجس» گفته شده است. راغب در مفردات، اصل «رجس» را به معنای شیء ناپاک تفسیر کرده و برای آن چهار نوع مصداق بیان نموده است: ناپاک از نظر طبع آدمی، از نظر عقل، از نظر شرع، و از تمام این جهات [۲]. برخی نیز برای «رجس» مصادیق فراوانی ذکر کردهاند: گناه، شرک، حسد، بخل، ناپاک، نجس، شک، کفر، لعنت و مانند آن.
با توجه به اطلاق واژهٔ «رجس» در این آیه، معنای آن گسترده است و هرگونه گناه و شرک و بخل و حسد و آلودگیهای ظاهری و باطنی را شامل میشود. بنابراین، اهل بیت (ع) از همهٔ این امور به ارادهٔ پروردگار پاک بودهاند [۳]. این اطلاق، پایهٔ استدلال بر عصمت است.
۲. ارادهٔ تکوینی، نه تشریعی
پرسش مهم آن است که آیا ارادهٔ خداوند در این آیه، «تشریعی» است یا «تکوینی»؟ ارادهٔ تشریعی، به معنای فرمان دادن به بندگان برای ترک گناه است. اما اگر اراده در این آیه تشریعی باشد، باید همهٔ مردم را شامل شود، نه فقط اهل بیت (ع) را. در حالی که کلمهٔ «إنّما» در آغاز آیه، نشانهٔ اختصاص این موهبت به خاندان پیامبر (ص) است.
بنابراین، اراده در این آیه، «تکوینی» است. اما این ارادهٔ تکوینی، به معنای جبر نیست. اهل بیت (ع) در عین قدرت بر گناه، به سراغ گناه نمیروند؛ زیرا خداوند یک سلسله آگاهیها و مبادی فطری به آنان بخشیده که آنان را به پاکی دعوت میکند. درست همانگونه که هیچ انسان عاقلی حاضر نیست لخت مادرزاد در کوچه و خیابان راه برود، در حالی که قدرت بر این کار را دارد، اما مبادی فطری و آگاهیها اجازه چنین عمل شرمآوری را به او نمیدهد [۴].
این تفسیر، هم عصمت اهل بیت (ع) را اثبات میکند و هم آن را از جبر جدا میسازد. عصمت، نه یک اجبار بیرونی، بلکه یک حالت درونی است که از علم و آگاهی و طهارت فطری سرچشمه میگیرد.
۳. مصداق اهل بیت (ع)
پرسش دیگری که مطرح میشود آن است که «اهل بیت» در این آیه چه کسانی هستند. بر اساس روایات شیعه و سنی، مصداق اهل بیت (ع) در این آیه، پنج تن آل عبا هستند: پیامبر (ص)، علی (ع)، فاطمه (س)، حسن (ع) و حسین (ع).
دلیل این انحصار، روایات متعددی است که در منابع معتبر نقل شده است. در روایتی، پیامبر (ص) عبایی بر سر این پنج نفر کشید و فرمود: «اینها اهل بیت من هستند» و اجازهٔ ورود دیگران را نداد. همچنین پیامبر (ص) مدت شش ماه (و به گفتهٔ بعضی روایات هشت یا نه ماه) به هنگام نماز صبح از کنار خانهٔ حضرت فاطمه (س) میگذشت و میفرمود: «الصلاة یا اهل البیت، إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا» [۵].
در کتاب احقاق الحق، بیش از هفتاد حدیث از منابع معروف اهل سنت دربارهٔ اختصاص این آیه به پنج نفر ذکر شده است و در کتاب شواهد التنزیل، بیش از یکصد و سی روایت در همین زمینه آمده است [۶]. این روایات، نشان میدهد که مصداق اهل بیت (ع) در این آیه، منحصر به پنج تن است و حضرت زهرا (س) یکی از مصادیق روشن آن است.
۴. عصمت حضرت زهرا (س)
با توجه به آنچه گفته شد، حضرت زهرا (س) یکی از مصادیق اهل بیت (ع) در آیهٔ تطهیر است. بنابراین، ارادهٔ تکوینی خداوند بر پاکی و عصمت او نیز تعلق گرفته است. این عصمت، نه یک فضیلت شخصی، بلکه یک موهبت الهی است که خداوند به خاندان پیامبر (ص) عطا کرده است.
این عصمت، در زندگی حضرت زهرا (س) نیز نمود یافته است. او در تمام مراحل زندگی، از گناه و پلیدی دور بود و در دفاع از حق و ولایت، تا آخرین لحظه ایستاد. خطبهٔ فدکیه، نمونهٔ روشنی از این عصمت است؛ زیرا او در آن خطبه، با استدلالهای قرآنی و روایی، حق خود را مطالبه کرد و هیچگاه از مسیر حق منحرف نشد.
عصمت حضرت زهرا (س)، نه تنها یک مقام معنوی، بلکه یک الگوی عملی برای همهٔ مؤمنان است. او نشان داد که میتوان در عین قدرت بر گناه، از گناه دور ماند و در مسیر حق ایستاد.
۵. از عصمت تا الگو
آیهٔ تطهیر، عصمت حضرت زهرا (س) را اثبات میکند. این عصمت، نه یک امتیاز شخصی، بلکه یک موهبت الهی است که خداوند به خاندان پیامبر (ص) عطا کرده است. و حضرت زهرا (س) یکی از مصادیق روشن این موهبت است.
اگر حضرت زهرا (س) معصوم است، پس میتواند الگوی عملی برای همهٔ مؤمنان باشد. او در زندگی خود، نشان داد که میتوان در عین قدرت بر گناه، از گناه دور ماند و در مسیر حق ایستاد. و این، همان درسی است که آیهٔ تطهیر به ما میآموزد: پاکی، نه یک اجبار بیرونی، بلکه یک حالت درونی است که از علم و آگاهی و طهارت فطری سرچشمه میگیرد.
تاریخ به ما میگوید که حضرت زهرا (س) نه تنها معصوم بود، بلکه الگویی برای همهٔ زنان و مردان باایمان شد. او با عصمت خود، نشان داد که میتوان در دنیایی پر از گناه، پاک ماند و در مسیر حق ایستاد. و این، همان درسی است که آیهٔ تطهیر به ما میآموزد.
بخش دوم: حضرت زهرا (س) و کوثر؛ تداوم نسل پیامبر
پرسش چالشی: چگونه سورهٔ کوثر، حضرت زهرا (س) را بهعنوان تداومدهندهٔ نسل پیامبر (ص) معرفی میکند؟۱. عطای کوثر
خداوند در آغاز سورهٔ کوثر میفرماید: «إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ»؛ همانا ما به تو خیر کثیر عطا کردیم [7]. این آیه، با ضمیر جمع «إنّا» آغاز شده است. در تفسیر نور آمده است که در مواردی که آیه در مقام بیان عظمت خداوند و شرافت نعمت است، ضمیر جمع به کار میرود؛ زیرا عطای الهی به بهترین خلق خدا، آن هم عطای کوثر، بهگونهای است که باید با عظمت از آن یاد شود [8].
واژهٔ «کوثر» از «کثرت» گرفته شده و به معنای خیر کثیر و فراوان است. این معنا میتواند مصادیق متعددی داشته باشد: وحی، نبوت، قرآن، مقام شفاعت، علم کثیر و اخلاق نیکو. اما آیهٔ آخر سوره، شاهد بر این است که مراد از کوثر، نسل مبارک پیامبر اکرم (ص) است. زیرا دشمن کینهتوز، پیامبر (ص) را «ابتر» مینامید و خداوند در دفاع از پیامبرش فرمود: «إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ»؛ دشمن تو، خود ابتر است [9].
۲. ابتر، دشمن پیامبر
کلمهٔ «ابتر» در اصل به حیوان دمبریده و در اصطلاح به کسی گفته میشود که نسلی از او به یادگار نمانده باشد. از آنجا که فرزندان پسر پیامبر (ص) در کودکی از دنیا رفتند، دشمنان میگفتند: او دیگر عقبه و نسلی ندارد و ابتر است. زیرا در فرهنگ جاهلیت، دختر لایق آن نبود که نام پدر را زنده نگه دارد [10].
بنابراین، جملهٔ «إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» دلیل آن است که مراد از کوثر، نسل کثیر پیامبر (ص) است که بدون شک از طریق حضرت زهرا (س) میباشد. این نسل پربرکت از طریق حضرت خدیجه (س) نصیب پیامبر اکرم (ص) شد. آری، خدیجه (س) مال کثیر داد و کوثر گرفت. ما نیز تا از کثیر نگذریم، به کوثر نمیرسیم [11].
۳. گستردگی نسل حضرت زهرا (س)
فخر رازی در تفسیر کبیر میگوید: چه نسلی با برکتتر از نسل فاطمه (س) که مثل باقر و صادق و رضا (ع) از آن برخاسته است؟ و با آنکه تعداد بسیاری از آنان را در طول تاریخ، بهخصوص در زمان حکومت بنیامیه و بنیعباس شهید کردند، اما باز هم امروز فرزندان او در اکثر کشورهای اسلامی گستردهاند [12].
در زمانی که خبر تولد دختر سبب اندوه پدر میشد، بهگونهای که صورتش از غصه سیاه میگشت و به فکر فرار میرفت یا دخترش را زنده به گور میکرد، قرآن به دختر لقب «کوثر» میدهد تا فرهنگ جاهلی را به فرهنگ الهی و انسانی تبدیل کند [13]. کوثر الهی، به جنسیت بستگی ندارد؛ فاطمه (س) دختر بود اما کوثر شد. به تعداد کثیر بستگی ندارد؛ فاطمه (س) یک نفر بود اما کوثر شد. آری، خداوند میتواند کم را کوثر و زیاد را محو کند [14].
۴. دفاع خداوند از پیامبر (ص)
خداوند از اولیای خود دفاع میکند. به کسی که پیامبر (ص) را بیعقبه میشمرد، پاسخ قولی و عملی میدهد. وجود حضرت فاطمه (س) پاسخ عملی و جملهٔ «هُوَ الْأَبْتَرُ» پاسخ قولی است [15]. خداوند نه تنها از اولیای خود، بلکه از همهٔ مؤمنان دفاع میکند: «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»؛ همانا خداوند از مؤمنان دفاع میکند [۱6].
هدیهکننده خداوند، هدیهگیرنده پیامبر (ص) و هدیهشده حضرت فاطمه (س) است. لذا عبارت «إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ» به کار رفته که بیانگر عظمت خداوند و بزرگی هدیهٔ اوست [۱7]. هر چه ضربه به دین و مقدسات دینی شدیدتر باشد، دفاع هم باید قویتر باشد. به پیامبر اسلام (ص) جسارتهای زیادی کردند و او را ساحر، کاهن، شاعر و مجنون خواندند که همهٔ آنها به نحوی در قرآن جبران شده است [۱8].
۵. از کوثر تا تداوم رسالت
سورهٔ کوثر، حضرت زهرا (س) را بهعنوان تداومدهندهٔ نسل پیامبر (ص) معرفی میکند. این نسل، نه فقط یک نسل نسبی، بلکه تداومدهندهٔ خط رسالت و امامت است. در تفسیر نور آمده است که میان چهار سورهای که با «إنّا» آغاز میشوند، ارتباطی وجود دارد: یکی رسالت اولین پیامبر اولوالعزم (نوح)، دیگری نزول آخرین کتاب آسمانی (قدر)، سومی پیروزی مکتب اسلام (فتح) و چهارمی تداوم خط رسالت و ابتر نماندن آن (کوثر) [۱9].
این نسل پربرکت، امروز در سراسر جهان گسترده است و نشانهٔ تحقق خبر غیبی قرآن است. هیچ نسلی از هیچ قومی در جهان، به اندازهٔ نسل حضرت فاطمه (س) رشد و شکوفایی نداشته است [20]. و این، همان درسی است که سورهٔ کوثر به ما میآموزد: خداوند از اولیای خود دفاع میکند و نسل آنان را در تاریخ ماندگار میسازد.
بخش سوم: حضرت زهرا (س) و شجرهٔ طیبه؛ ریشهٔ نبوی، شاخهٔ علوی
پرسش چالشی: چگونه «شجرهٔ طیبه» در قرآن، به حضرت زهرا (س) و خاندان پیامبر (ص) تطبیق مییابد؟۱. کلمهٔ طیبه
خداوند در سورهٔ ابراهیم میفرماید: «أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ»؛ آیا ندیدی که خداوند چگونه مثل زده؟ کلمهٔ طیبه (سخن و ایمان) پاک همانند درختی پاک است که ریشهاش ثابت و شاخهاش در آسمان است [۲۱]. این آیه، یکی از زیباترین تمثیلهای قرآن دربارهٔ حق و باطل است.
در روایات و تفاسیر، از چند چیز بهعنوان مصداق «کلمهٔ طیبه» یاد شده است: توحید، ایمان، عقاید صحیح، رهبران آسمانی و یاران آنان. آری، توحید اصل ثابتی است که در فطرت و عمق جان مردم جای دارد: «أَصْلُهَا ثَابِتٌ» و در تمام اعمال و گفتار و افکار انسان اثر میگذارد: «فَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ» [۲۲]. و در همه وقت و در هر فراز و نشیب میتوان از میوهٔ ایمان بهرهمند شد.
در تفاسیر آمده است که اگر در روایات، این درخت به پیامبر (ص) و اهل بیت او (ع) تفسیر شده، به خاطر همین است که دین محمد (ص) و راه اهل بیتش در برابر آن همه دشمن، رو به گسترش است و روزی جهانگیر خواهد شد [۲۳]. بنابراین، «شجرهٔ طیبه» مصداق روشنی در خاندان پیامبر (ص) دارد و حضرت زهرا (س) یکی از مصادیق بارز آن است.
۲. ریشهٔ ثابت
«اصلها ثابت» به معنای ریشهٔ استوار و مستحکم است. در تفسیر نمونه آمده است که این درخت، ریشهای دارد که توفانها و تندبادها نمیتواند آن را از جا برکند [۲۴]. این ریشهٔ ثابت، همان عقیدهٔ حق و ایمان راسخ است که در قلب مؤمن جای دارد.
در مورد حضرت زهرا (س)، این ریشهٔ ثابت، همان ایمان و عصمت اوست که در آیهٔ تطهیر به آن اشاره شد. او در تمام مراحل زندگی، از گناه و پلیدی دور بود و در دفاع از حق و ولایت، تا آخرین لحظه ایستاد. خطبهٔ فدکیه، نمونهٔ روشنی از این ریشهٔ ثابت است؛ زیرا او در آن خطبه، با استدلالهای قرآنی و روایی، حق خود را مطالبه کرد و هیچگاه از مسیر حق منحرف نشد.
این ریشهٔ ثابت، نه تنها در حضرت زهرا (س)، بلکه در همهٔ اهل بیت (ع) وجود دارد. آنان در برابر تهدیدها و توطئهها ایستادند و از مسیر حق منحرف نشدند. و این، همان درسی است که آیهٔ «اصلها ثابت» به ما میآموزد: ایمان راسخ، ریشهای است که در برابر همهٔ توفانها مقاومت میکند.
۳. شاخهٔ در آسمان
«فرعها فی السماء» به معنای شاخههای بلند در آسمان است. در تفسیر نمونه آمده است که هر قدر شاخهها برافراشتهتر باشند، از آلودگی گرد و غبار زمین دورترند و میوههای پاکتری خواهند داشت [۲۵]. این شاخههای بلند، همان آثار ایمان و عقیدهٔ حق است که در زندگی انسان نمود مییابد.
در مورد حضرت زهرا (س)، این شاخههای بلند، همان فضایل و کمالات اوست که در زندگیاش نمود یافت. او در عبادت، در خدمت به مردم، در تربیت فرزندان و در دفاع از حق، نمونهٔ کامل یک انسان مؤمن بود. و این فضایل، نه تنها در زمان خودش، بلکه در طول قرنها، بر شاخههای این درخت افزوده شده است.
نسل حضرت زهرا (س) نیز، همان شاخههای این درخت است که در آسمان تاریخ گسترده شده است. امامان معصوم (ع) از نسل او، و میلیونها مؤمن در سراسر جهان، میوههای این درخت پاک هستند. و این، همان درسی است که آیهٔ «فرعها فی السماء» به ما میآموزد: ایمان راسخ، شاخههایی در آسمان دارد که در تاریخ گسترده میشود.
۴. میوهٔ دائمی
«تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا»؛ این درخت، با اذن پروردگارش، همواره میوه میدهد [۲۶]. در تفسیر نور آمده است که درخت ایمان همواره ثمر میدهد و مؤمن در همه حال به یاد خدا و در پی انجام وظیفه است: در رفاه یا سختی، در خوشی یا ناخوشی، در فقر و غنا [۲۷].
حضرت زهرا (س) نیز چنین بود. او در همهٔ حالات زندگی، از رفاه و سختی، از خوشی و ناخوشی، همواره میوهٔ ایمان و عمل صالح داد. در اطعام به فقیر و مسکین و اسیر، در دفاع از حق و ولایت، و در تربیت فرزندانی که رهبران بشریت شدند، همواره میوهٔ ایمانش را نشان داد.
این میوهٔ دائمی، نه تنها در زمان حیات حضرت زهرا (س)، بلکه پس از شهادت او نیز ادامه یافت. نسل او، امامان معصوم (ع) و میلیونها مؤمن، میوههای این درخت پاک هستند. و این، همان درسی است که آیهٔ «تؤتی اکلها کل حین» به ما میآموزد: ایمان راسخ، میوهای دائمی دارد که در همهٔ حالات و همهٔ دورهها ثمربخش است.
۵. از شجره تا تداوم
«شجرهٔ طیبه» در قرآن، به پیامبر (ص) و اهل بیت او (ع) تطبیق یافته است. حضرت زهرا (س) یکی از مصادیق بارز این درخت است. او با ریشهٔ ثابت ایمان و عصمت، با شاخههای بلند فضایل و کمالات، و با میوهٔ دائمی عمل صالح، نمونهٔ کامل یک انسان مؤمن است.
این درخت، در طول تاریخ گسترده شده است. نسل حضرت زهرا (س) در سراسر جهان پراکنده شده و میلیونها مؤمن، میوههای این درخت پاک هستند. و این، همان درسی است که آیهٔ «شجرهٔ طیبه» به ما میآموزد: ایمان راسخ، ریشهای ثابت دارد که در برابر توفانها مقاومت میکند، شاخههایی در آسمان دارد که در تاریخ گسترده میشود، و میوهای دائمی دارد که در همهٔ حالات ثمربخش است.
تاریخ به ما میگوید که حضرت زهرا (س) نه تنها یک شجرهٔ طیبه بود، بلکه شجرهای شد که نسلش جهان را پر کرد. او با ایمان راسخ خود، درخت پاکی را کاشت که امروز میلیونها انسان از میوهٔ آن بهرهمند شدهاند. و این، همان درسی است که آیهٔ «شجرهٔ طیبه» به ما میآموزد.
بخش چهارم: حضرت زهرا (س) و ذیالقربی؛ حق مالی و فدک
پرسش چالشی: چگونه آیهٔ «ذیالقربی»، حق مالی حضرت زهرا (س) را اثبات میکند؟۱. آیهٔ ذیالقربی
خداوند در سورهٔ اسراء میفرماید: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً»؛ حق خویشاوند و بیچاره و در راه مانده را ادا کن و هیچگونه ریختوپاش و اسراف نکن [۲۸]. این آیه، یکی از مهمترین آیاتی است که مفسران بر اساس روایات نبوی (ص) دربارهٔ مقام حضرت زهرا (س) دانستهاند.
در تفسیر نور آمده است که پس از نزول این آیه، پیامبر اکرم (ص) به دنبال مراد خداوند از «ذَا الْقُرْبى» بود. خداوند به او وحی کرد که «فدک» را به فاطمه (س) بدهد و آن حضرت «فدک» را به فاطمه (س) بخشید [۲۹]. فدک، مزرعهٔ بسیار بزرگی بود که بدون جنگ در اختیار پیامبر (ص) قرار گرفت. آن حضرت با توجه به محبوبیت، عصمت، زهد، امانت و دقت اهل بیت (ع) و پشتیبانی اقتصادی برای تبلیغ خط و راه آنان و فقرزدایی از امت، آن را در اختیار اهل بیت (ع) گذاشت [۳۰].
۲. مصداق ذیالقربی
در تفاسیر شیعه و سنی، «ذیالقربی» در این آیه به خویشاوندان پیامبر (ص) تفسیر شده است. مفسران شیعه و سنی مانند طبری، با الهام از روایات، مینویسند: امام سجاد (ع) در دوران اسارت وقتی همراه قافلهٔ اسرا به شام رسید، در مقام محاجّه با آنان که اسرای اهل بیت (ع) را بیدین و خارجی میخواندند، با استناد به این آیه فرمودند: مراد از «ذَا الْقُرْبى» ما هستیم [۳۱].
در سورهٔ روم نیز همین مضمون تکرار شده است: «فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ ذلِکَ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ پس حق خویشاوند و تنگدست و در راه مانده را ادا کن. این برای کسانی که خواهان خشنودی خدا هستند بهتر است و آنان همان رستگارانند [۳۲]. در روایات آمده است که همین که این آیه نازل شد، پیامبر اکرم (ص) فدک را به حضرت زهرا (س) بخشیدند [۳۳].
۳. حق مالی حضرت زهرا (س)
با توجه به این آیات و روایات، حضرت زهرا (س) بهعنوان «ذیالقربی»، حق مالی در فدک داشت. این حق، نه یک هدیهٔ شخصی، بلکه یک حق الهی بود که خداوند در قرآن آن را تعیین کرده بود. پیامبر (ص) نیز به فرمان خداوند، فدک را به حضرت زهرا (س) بخشید.
اما پس از رحلت پیامبر (ص)، فدک از اهل بیت (ع) به ناحق گرفته شد. اهل بیت (ع) برای گرفتن حق خود همواره به این آیه استناد میکردند [۳۴]. حضرت زهرا (س) در خطبهٔ فدکیه، با استناد به همین آیه و آیات دیگر، حق خود را مطالبه کرد و نشان داد که فدک، حق مسلم اوست.
این حق مالی، نه تنها یک مسئلهٔ شخصی، بلکه یک مسئلهٔ سیاسی بود. فدک، پایگاه اقتصادی خاندان پیامبر (ص) بود و گرفتن آن، به معنای تضعیف این خاندان بود. بنابراین، دفاع حضرت زهرا (س) از فدک، دفاع از حق ولایت و امامت نیز بود.
۴. تبذیر و اعتدال
آیهٔ «ذیالقربی» با نهی از «تبذیر» همراه شده است: «وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً». در تفسیر نور آمده است که «تبذیر» از ریشهٔ «بذر» به معنای ریختوپاش است. امام صادق (ع) فرمود: هر کس چیزی را در غیر مسیر طاعت خدا مصرف کند، مبذر است [۳۵]. آن حضرت در پاسخ به این سؤال که آیا در مخارج حلال نیز اسراف وجود دارد، فرمودند: بله، زیرا کسی که دارایی خود را چنان بخشش کند که چیزی برای خود نگذارد، در مصرف حلال اسراف کرده است [۳۶].
این نکته، نشان میدهد که حق مالی حضرت زهرا (س) در فدک، نه برای اسراف و ریختوپاش، بلکه برای اعتدال و خدمت به جامعه بود. فدک، منبع درآمدی بود که در خدمت فقرزدایی و تبلیغ دین قرار میگرفت. و این، همان درسی است که آیهٔ «ذیالقربی» به ما میآموزد: حق مالی، امانتی است که باید در مسیر درست به کار رود.
۵. از فدک تا ولایت
فدک، تنها یک زمین کشاورزی نبود؛ نمادی از حق خاندان پیامبر (ص) و پایگاه اقتصادی آنان بود. حضرت زهرا (س) با دفاع از فدک، از حق ولایت و امامت نیز دفاع کرد. خطبهٔ فدکیه، نمونهٔ روشنی از این دفاع است؛ زیرا او در آن خطبه، با استدلالهای قرآنی و روایی، حق خود را مطالبه کرد و هیچگاه از مسیر حق منحرف نشد.
این دفاع، نه تنها در زمان حضرت زهرا (س)، بلکه در طول تاریخ ادامه یافت. اهل بیت (ع) و شیعیان آنان، همواره به فدک بهعنوان نماد حقخواهی و ظلمستیزی نگریستهاند. و این، همان درسی است که آیهٔ «ذیالقربی» به ما میآموزد: حق مالی، بخشی از حق ولایت است و دفاع از آن، دفاع از دین است.
تاریخ به ما میگوید که حضرت زهرا (س) نه تنها یک زن، بلکه یک مدافع حق بود. او با دفاع از فدک، نشان داد که حق مالی و حق ولایت، جداییناپذیرند. و این، همان درسی است که آیهٔ «ذیالقربی» به ما میآموزد.
بخش پنجم: حضرت زهرا (س) و مودت ذیالقربی؛ مزد رسالت
پرسش چالشی: چرا مودت حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع)، مزد رسالت پیامبر (ص) قرار گرفته است؟۱. آیهٔ مودت
خداوند در سورهٔ شوری میفرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»؛ بگو: من از شما بر این (رسالت خود) هیچ مزدی جز مودت نزدیکانم را نمیخواهم [۳۷]. این آیه، که به «آیهٔ مودت» معروف است، یکی از مهمترین آیاتی است که مفسران بر اساس روایات نبوی (ص) دربارهٔ مقام حضرت زهرا (س) دانستهاند.
شأن نزول این آیه چنین است: انصار نزد رسول خدا (ص) آمدند و گفتند: ای رسول خدا، ما به وسیلهٔ تو هدایت یافتهایم، از تو میخواهیم که مقداری از اموال ما را که مورد احتیاج شما باشد، بگیرید. سپس این آیه نازل گردید و فرمود که من برای رسالت و نبوت اجر و مزدی نمیخواهم جز مودت و دوستی با اهل بیت من [۳۸]. در روایت دیگری، امام صادق (ع) فرمودند: این آیه دربارهٔ ما بهخصوص، یعنی اهل بیت رسول خدا (ص)، امام علی و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین (ع) اصحاب کساء نازل گردیده است [۳۹].
۲. مصداق قربی
پرسش مهم آن است که «قربی» در این آیه چه کسانی هستند. بر اساس روایات شیعه و سنی، مصداق قربی، علی، فاطمه، حسن و حسین (ع) هستند. سعید بن جبیر از ابن عباس نقل میکند که وقتی آیهٔ ۲۳ نازل شد، گفتند: یا رسولالله، اقربا و خویشاوندان شما چه کسانی هستند که مودت و دوستی آنها بر ما واجب گردیده است؟ فرمود: علی و فاطمه و حسن و حسین [۴۰].
این روایت، نشان میدهد که مصداق «قربی» در آیهٔ مودت، منحصر به پنج تن آل عبا است و حضرت زهرا (س) یکی از مصادیق روشن آن است. بنابراین، مودت حضرت زهرا (س) بر همهٔ مسلمانان واجب است.
۳. مودت، مزد رسالت
مزد رسالت پیامبر (ص) چیست؟ پیامبر اسلام (ص) از مردم درخواست مزد مادی نداشت، ولی چندین مرتبه از طرف خداوند با کلمهٔ «قُلْ» مأمور شد تا مزد معنوی را که به نفع خود مردم است، از مردم تقاضا کند [۴۱]. این مزد معنوی، «مودت قربی» است.
در تفسیر نور آمده است که مودت با دو چیز ملازم است: یکی شناخت و معرفت، زیرا تا انسان کسی را نشناسد نمیتواند به او عشق بورزد. دوم اطاعت، زیرا مودت بدون اطاعت نوعی تظاهر و ریاکاری و دروغ و تملق است [۴۲]. پس کسانی که دستورات خود را از غیر اهل بیت پیامبر (ع) میگیرند، راه خدا را پیش نگرفتهاند.
از نظر عقل نیز، پاداش باید همسنگ و هموزن عمل باشد. رسالت، جز امامت که ادامهٔ آن است، هموزنی ندارد. مزد رسالت، ادامهٔ هدایت است. مزد یک معصوم، سپردن کار به معصوم دیگر است [۴۳]. بنابراین، مودت قربی، نه یک مزد مادی، بلکه یک مزد معنوی است که به نفع خود مردم است.
۴. قربی معصومند
عقل انسان از اینکه مودت قربی، پاداش پیامبری قرار گرفته که صدها میلیون نفر را به هدایت و سعادت رسانده است، میفهمد که قربی و کسانی که مورد مودت هستند، برترین افراد بشر و معصومند. زیرا هرگز مودت گنهکار، پاداش پیامبر معصوم قرار نمیگیرد [۴۴].
در تفاسیر آمده است که زمخشری و فخر رازی که از بزرگان اهل سنت هستند، در تفاسیر خود آوردهاند که رسول خدا (ص) فرمودند: «من مات علی حب آل محمد مات شهیدا»؛ هر که با دوستی آل محمد از دنیا برود، شهید است. «من مات علی حب آل محمد مات تائبا»؛ هر که با دوستی آل محمد از دنیا برود، توبهکننده است. «من مات علی حب آل محمد مات مستکمل الایمان»؛ هر که با دوستی آل محمد از دنیا برود، با ایمان کامل از دنیا رفته است [۴۵].
این روایات، نشان میدهد که مودت اهل بیت (ع)، نه یک فضیلت ساده، بلکه یک اصل ایمانی است که با شهادت و مغفرت و ایمان کامل همراه است. و حضرت زهرا (س) یکی از مصادیق روشن این مودت است.
۵. فاطمه، پارهٔ تن پیامبر (ص)
در تفسیر فخر رازی آمده است که همین که آیهٔ مودت نازل شد، از پیامبر اکرم (ص) پرسیدند: قربی چه کسانی هستند که مودت آنها بر ما واجب است؟ حضرت فرمودند: علی و فاطمه و فرزندانش. سپس اضافه میکند که حضرت فرمودند: «فاطمة بضعة منی یؤذینی ما یؤذیها»؛ فاطمه پارهٔ تن من است، هر کس او را اذیت کند، مرا اذیت کرده است [۴۶].
و کیفر کسانی که رسول خدا (ص) را اذیت کنند، در قرآن چنین آمده است: «إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهِیناً»؛ همانا کسانی که خدا و رسولش را اذیت میکنند، خداوند آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و عذاب خواری برایشان آماده ساخته است [۴۷].
این روایت، نشان میدهد که مودت حضرت زهرا (س)، نه یک مسئلهٔ شخصی، بلکه یک مسئلهٔ ایمانی است که با محبت پیامبر (ص) گره خورده است. هر کس او را اذیت کند، پیامبر (ص) را اذیت کرده است. و این، همان درسی است که آیهٔ مودت به ما میآموزد: مودت قربی، مودت پیامبر (ص) است.
۶. از مودت تا اطاعت
مودت حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع)، تنها یک احساس درونی نیست؛ یک اطاعت عملی است. مودت بدون اطاعت، ریا و تملق است. بنابراین، مودت واقعی، در پیروی از اهل بیت (ع) و عمل به دستورات آنان نمود مییابد.
این مودت، در طول تاریخ، همواره با اطاعت از اهل بیت (ع) همراه بوده است. شیعیان، با مودت حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع)، در مسیر حق گام برداشتهاند و از دستورات آنان پیروی کردهاند. و این، همان درسی است که آیهٔ مودت به ما میآموزد: مودت قربی، مودت عملی است که در اطاعت نمود مییابد.
تاریخ به ما میگوید که حضرت زهرا (س) نه تنها یک شخصیت محبوب، بلکه یک الگوی عملی برای همهٔ مؤمنان است. او با مودت خود به پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، نشان داد که مودت واقعی، در اطاعت و پیروی نمود مییابد. و این، همان درسی است که آیهٔ مودت به ما میآموزد.
بخش ششم: حضرت زهرا (س) و اهل الذکر؛ مرجعیت علمی
پرسش چالشی: چگونه حضرت زهرا (س) بهعنوان «اهل ذکر»، مرجع علمی مسلمانان معرفی میشود؟۱. آیهٔ اهل ذکر
خداوند در سورهٔ نحل میفرماید: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ اگر نمیدانید، از اهل ذکر بپرسید [۴۸]. در سورهٔ انبیاء نیز همین مضمون تکرار شده است: «وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ إِلَّا رِجالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ و ما پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی که به آنان وحی میکردیم؛ پس اگر نمیدانید، از اهل ذکر بپرسید [۴۹].
این آیه، یک اصل کلی عقلی را مطرح میکند: مراجعه به اهل علم و کارشناس. هر چه را نمیدانید، از آگاهان و اهل خبرهٔ آن سؤال کنید [۵۰]. این اصل، در همهٔ علوم و معارف بشری جاری است و اختصاص به مسائل دینی ندارد.
۲. مصداق اهل ذکر
پرسش مهم آن است که «اهل ذکر» در این آیه چه کسانی هستند. در تفسیر نور آمده است که در روایات زیادی از طریق شیعه و سنی، اهل ذکر به اهل بیت پیامبر (ع) تفسیر شده است. طبری، ابن کثیر و آلوسی نیز در تفاسیرشان، ذیل این آیه، اهل ذکر را اهل بیت پیامبر (ع) معرفی کردهاند [۵۱].
در جلد ۲۳ بحارالانوار، حدود شصت روایت در این باره نقل شده است که در برخی از آنها، امامان معصوم (ع) فرمودهاند: «نحن والله اهل الذکر المسؤولون»؛ به خدا قسم ما هستیم آن اهل ذکری که مردم باید سؤالات خود را از آنان بپرسند [۵۲]. این روایت، نشان میدهد که مصداق کامل اهل ذکر، اهل بیت (ع) هستند و حضرت زهرا (س) نیز بهعنوان یکی از اهل بیت (ع)، در این مصداق شریک است.
۳. مرجعیت علمی حضرت زهرا (س)
حضرت زهرا (س) بهعنوان یکی از مصادیق اهل ذکر، مرجع علمی مسلمانان در مسائل دینی است. این مرجعیت، نه یک ادعا، بلکه بر اساس روایات و آیات قرآن است. او در خانهٔ وحی رشد کرد و از محضر پیامبر (ص) و علی (ع) بهرهمند شد. خطبهٔ فدکیه، نمونهٔ روشنی از این مرجعیت علمی است؛ زیرا او در آن خطبه، با استدلالهای قرآنی و روایی، حق خود را مطالبه کرد و نشان داد که تسلط کامل بر معارف دینی دارد.
این مرجعیت علمی، نه تنها در زمان حیات حضرت زهرا (س)، بلکه پس از شهادت او نیز ادامه یافت. نسل او، امامان معصوم (ع)، وارثان علم او شدند و مرجع علمی مسلمانان در همهٔ اعصار بودند. و این، همان درسی است که آیهٔ اهل ذکر به ما میآموزد: مرجعیت علمی، امانتی است که از پیامبر (ص) به اهل بیت (ع) منتقل شده است.
۴. سؤال، وظیفهٔ دینی
آیهٔ اهل ذکر، یک وظیفهٔ دینی را نیز بیان میکند: سؤال کردن. در تفسیر نور آمده است که جهل عذر نیست، پرسیدن و دانستن وظیفه است [۵۳]. کسی که نمیداند، باید بپرسد. و کسی که میداند، باید پاسخ دهد. پیامبر (ص) فرمود: «لا ینبغی للعالم أن یسکت على علمه و لا ینبغی للجاهل أن یسکت على جهله»؛ نه عالم اهل سکوت و کتمان باشد و نه جاهل خاموش [۵۴].
این وظیفهٔ دینی، در مورد حضرت زهرا (س) نیز جاری است. او هم عالم بود و هم معلم. او در خطبهٔ فدکیه، علم خود را با دیگران در میان گذاشت و به سؤالات و شبهات پاسخ داد. و این، همان درسی است که آیهٔ اهل ذکر به ما میآموزد: علم، امانتی است که باید با دیگران در میان گذاشته شود.
۵. از ذکر تا مرجعیت
«اهل ذکر» بودن، تنها به معنای داشتن علم نیست؛ به معنای داشتن ارتباط با خدا و یاد اوست. در تفسیر نور آمده است که اهل علم بودن کافی نیست، اهل ذکر بودن با ارزش است. بسیارند افراد دانشمندی که از خدا غافلند [۵۵]. بنابراین، اهل ذکر کسی است که هم عالم است و هم ذاکر.
حضرت زهرا (س) نمونهٔ کامل اهل ذکر است. او هم عالم بود و هم ذاکر. او در محراب عبادت، ذکر خدا میگفت و در خطبهٔ فدکیه، علم خود را با دیگران در میان میگذاشت. و این، همان درسی است که آیهٔ اهل ذکر به ما میآموزد: مرجعیت علمی، بدون ارتباط با خدا ممکن نیست.
تاریخ به ما میگوید که حضرت زهرا (س) نه تنها یک عالم، بلکه یک ذاکر بود. او با علم خود، به سؤالات و شبهات پاسخ میداد و با ذکر خود، به خدا نزدیک میشد. و این، همان درسی است که آیهٔ اهل ذکر به ما میآموزد.
بخش هفتم: حضرت زهرا (س) و هل اتی؛ ایثار و اخلاص
پرسش چالشی: چگونه سورهٔ انسان، ایثار و اخلاص حضرت زهرا (س) را به تصویر میکشد؟۱. ابرار و اهل بیت (ع)
خداوند در آغاز سورهٔ انسان میفرماید: «إِنَّ الْأَبْرارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کانَ مِزاجُها کافُوراً»؛ همانا نیکان از پیمانهای مینوشند که با کافور (گیاهی خوشبو) آمیخته شده است [۵۶]. واژهٔ «ابرار» جمع «بَرّ» به معنای نیکوکار است. انسان نیکوکار دارای روحی باز و گسترده است و هدف او از انجام کار نیک، رسیدن به مال و مقام نیست؛ بلکه فکری فراتر از مال و مقام دارد [۵۷].
بر اساس روایات، مراد از «ابرار» در این آیات، اهل بیت پیامبر (ع) هستند که با نذر روزه گرفتند و افطاری خود را به یتیم و مسکین و اسیر دادند [۵۸]. این روایات، نشان میدهد که سورهٔ انسان، در شأن حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) نازل شده است.
۲. وفای به نذر
خداوند در ادامه میفرماید: «یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً»؛ آنان به نذر وفا میکنند و از روزی که شرش فراگیر است میترسند [۵۹]. این آیه، وفای به نذر را یکی از ویژگیهای ابرار معرفی میکند.
حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) با نذر روزه، وفای به نذر را نشان دادند. آنان سه روز روزه گرفتند و در هر افطار، غذای خود را به یتیم و مسکین و اسیر دادند. این عمل، نه یک کار عادی، بلکه یک ایثار بزرگ بود؛ زیرا آنان با وجود نیاز به غذا، آن را به دیگران بخشیدند.
وفای به نذر، تنها یک وظیفهٔ دینی نیست؛ یک نشانهٔ اخلاص است. کسی که به نذر خود وفا میکند، نشان میدهد که به عهد خود با خدا پایبند است. و حضرت زهرا (س) نمونهٔ کامل این وفاداری است.
۳. اطعام با ایثار
خداوند در ادامه میفرماید: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً»؛ و غذا را با آن که دوستش دارند، به بینوا و یتیم و اسیر میدهند [۶۰]. این آیه، یکی از زیباترین جلوههای ایثار را به تصویر میکشد.
مراد از «عَلی حُبِّهِ» آن است که اهل بیت (ع) با آنکه آن غذا را دوست داشتند، به دیگران دادند. چنانکه قرآن در جای دیگر میفرماید: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»؛ به نیکی نمیرسید مگر آنکه از آنچه دوست دارید، انفاق کنید [۶۱]. این آیه، نشان میدهد که انفاق واقعی، زمانی است که انسان از آنچه دوست دارد، ببخشد.
حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) چنین کردند. آنان غذای خود را که به آن علاقه داشتند، به یتیم و مسکین و اسیر دادند. و این، همان ایثاری است که سورهٔ انسان به تصویر میکشد.
۴. اخلاص کامل
خداوند در ادامه میفرماید: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً»؛ ما برای رضای خدا به شما طعام میدهیم و از شما پاداش و تشکری نمیخواهیم [۶۲]. این آیه، اوج اخلاص را نشان میدهد.
حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) نه تنها انتظار پاداش مادی نداشتند، بلکه انتظار تشکر زبانی نیز نداشتند. آنان برای رضای خدا اطعام کردند و هیچ منتی بر نیازمندان نگذاشتند. و این، همان اخلاصی است که سورهٔ انسان به تصویر میکشد.
در تفسیر نور آمده است که اگر به فکر نام و شهرت نباشید، خداوند نامتان را جاودانه میکند. کاری که اهل بیت (ع) کردند، ارزش مادی فراوانی نداشت، ولی چون خالصانه بود، خداوند آن را ماندگار ساخت [۶۳]. و این، همان درسی است که سورهٔ انسان به ما میآموزد: اخلاص، کار کوچک را بزرگ میکند.
۵. خوف از خدا، نه از مردم
خداوند در ادامه میفرماید: «إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً»؛ همانا ما از پروردگارمان، به خاطر روزی عبوس و سخت، میترسیم [۶۴]. این آیه، نشان میدهد که انگیزهٔ اهل بیت (ع) از اطعام، خوف از خدا بود، نه خوف از مردم.
این خوف، نه یک ترس منفی، بلکه یک خوف مثبت است که انسان را به عمل صالح وا میدارد. حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) با خوف از خدا، به نیازمندان اطعام کردند و از قهر الهی ترسیدند. و این، همان درسی است که سورهٔ انسان به ما میآموزد: عمل صالح، باید با خوف از خدا همراه باشد.
۶. از ایثار تا جاودانگی
سورهٔ انسان، ایثار و اخلاص حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) را به تصویر میکشد. آنان با وفای به نذر، اطعام با ایثار، اخلاص کامل و خوف از خدا، نمونهٔ کامل ابرار شدند. و خداوند، این عمل کوچک آنان را جاودانه ساخت.
این جاودانگی، نه تنها در دنیا، بلکه در آخرت نیز ادامه دارد. خداوند در ادامهٔ سوره، پاداش بزرگی برای ابرار وعده داده است. و این، همان درسی است که سورهٔ انسان به ما میآموزد: ایثار و اخلاص، انسان را به جاودانگی میرساند.
تاریخ به ما میگوید که حضرت زهرا (س) نه تنها یک زن، بلکه یک الگوی ایثار و اخلاص است. او با اطعام به یتیم و مسکین و اسیر، نشان داد که میتوان از داشتههای خود گذشت و به دیگران بخشید. و این، همان درسی است که سورهٔ انسان به ما میآموزد.
بخش هشتم: حضرت زهرا (س) و اهل بیت؛ جایگاه خانوادگی و نسب
پرسش چالشی: چگونه آیهٔ «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ» جایگاه خانوادگی حضرت زهرا (س) را نشان میدهد؟
۱. فرمان به خانواده
خداوند در سورهٔ طه میفرماید: «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها»؛ و خانوادهات را به نماز فرمان ده و بر آن پایدار باش [۶۵]. این آیه، یکی از آیاتی است که مفسران بر اساس روایات نبوی (ص) دربارهٔ جایگاه خانوادگی حضرت زهرا (س) دانستهاند.
در تفسیر نور آمده است که در روایات متعددی نقل شده است که پس از نزول این آیه، پیامبر (ص) تا چندین ماه درِ خانهٔ حضرت علی و فاطمه (ع) را میزدند و در آستانهٔ در میفرمودند: «الصلاة» و آنگاه به قرائت آیهٔ تطهیر میپرداختند [۶۶]. این روایت، نشان میدهد که «اهل» در این آیه، منحصر به اهل بیت (ع) است و حضرت زهرا (س) یکی از مصادیق روشن آن است.
۲. اختصاص اهل بیت (ع)
در تفسیر اثنی عشری آمده است که امام باقر (ع) فرمود: «خداوند عزّ و جلّ، پیغمبر خود را امر فرمود که مخصوص گرداند اهل بیت خود را به امر نمودن به نماز غیر از سایر مردمان، تا بر عالمیان واضح و روشن شود که اهل بیت آن حضرت را نزد باری تعالی منزلتی است که کسی دیگر از بندگان آن منزلت را ندارد» [۶۷]. این روایت، نشان میدهد که «اهل» در این آیه، بهطور خاص به اهل بیت (ع) اشاره دارد.
همچنین در تفسیر اثنی عشری از امام رضا (ع) روایت شده است که حضرت رسول (ص) بعد از نزول این آیه، نه ماه هر روز وقت هر نماز، پنج مرتبه میآمد به در خانهٔ علی و فاطمه (ع) و میفرمود: «نماز، خدا رحمت کند شما را» [۶۸]. این روایت، نشان میدهد که پیامبر (ص) با این کار، جایگاه خانوادگی حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) را به همه نشان میداد.
۳. جایگاه خانوادگی حضرت زهرا (س)
با توجه به این روایات، حضرت زهرا (س) بهعنوان یکی از اهل بیت (ع)، در این آیه مورد خطاب قرار گرفته است. این خطاب، نه یک خطاب عادی، بلکه یک خطاب ویژه است که نشاندهندهٔ جایگاه خانوادگی او نزد پیامبر (ص) و خداوند است.
در تفسیر روان جاوید آمده است که خداوند پیامبر (ص) را امر فرمود که اهل بیت خود را بهخصوص به نماز امر کند، بعد از آنکه مأمور فرموده بود آن حضرت را که امر فرماید امت را به خطاب عام، تا معلوم کند فضل ایشان را بر مردم و مخصوص فرماید آنان را به کرامتی که اختصاص به آنها داشته باشد [۶۹]. این روایت، نشان میدهد که حضرت زهرا (س) و اهل بیت (ع) از یک جایگاه ویژهٔ خانوادگی برخوردارند که دیگران از آن بیبهرهاند.
۴. نماز، محور تربیت خانوادگی
آیهٔ «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ» نشان میدهد که نماز، محور تربیت خانوادگی است. پیامبر (ص) با ایستادن بر در خانهٔ حضرت زهرا (س) و فراخواندن آنان به نماز، نشان داد که خانواده، نخستین کانون تربیت دینی است.
این تربیت، نه تنها در زمان پیامبر (ص)، بلکه در زندگی حضرت زهرا (س) نیز ادامه یافت. او فرزندان خود، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را به نماز و عبادت تربیت کرد. و این، همان درسی است که آیهٔ «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ» به ما میآموزد: خانواده، نخستین کانون تربیت دینی است.
۵. از خانواده تا جامعه
آیهٔ «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ» نشان میدهد که تربیت خانوادگی، مقدمهٔ تربیت اجتماعی است. پیامبر (ص) ابتدا خانوادهٔ خود را به نماز فراخواند و سپس جامعه را. و این، همان اصلی است که در تفسیر نور به آن اشاره شده است: «مبلّغ باید در مرحلهٔ اوّل به تبلیغ خانوادهٔ خود بپردازد» [۷۰].
حضرت زهرا (س) نیز چنین بود. او ابتدا در خانوادهٔ خود، به تربیت فرزندان پرداخت و سپس در جامعه، به دفاع از حق و ولایت ایستاد. و این، همان درسی است که آیهٔ «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ» به ما میآموزد: تربیت خانوادگی، مقدمهٔ تربیت اجتماعی است.
تاریخ به ما میگوید که حضرت زهرا (س) نه تنها یک همسر و مادر، بلکه یک مربی و الگو برای خانوادهٔ خود بود. او با تربیت فرزندانی چون امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، نشان داد که خانواده، نخستین کانون تربیت دینی است. و این، همان درسی است که آیهٔ «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ» به ما میآموزد.
نتیجه:
حضرت زهرا (س)، بانوی دو عالم، در قرآن کریم جایگاهی ویژه دارد. مفسران بر اساس روایات نبوی (ص)، آیات بسیاری را دربارهٔ مقام و منزلت آن حضرت دانستهاند. این نوشتار کوشید هشت جلوهٔ قرآنی از این مقام را تبیین کند: از آیهٔ تطهیر که عصمت او را اثبات میکند، تا سورهٔ کوثر که تداوم نسل پیامبر (ص) را از طریق او میداند، و از شجرهٔ طیبه که ریشهٔ نبوی و شاخهٔ علوی او را نشان میدهد، تا ذیالقربی که حق مالی او را تعیین میکند.این نوشتار نشان داد که حضرت زهرا (س) در قرآن، نه فقط یک شخصیت تاریخی، بلکه یک الگوی الهی است. نشان داد که عصمت او، در آیهٔ تطهیر تبیین شده و او را از هر پلیدی دور میکند. نشان داد که کوثر بودن او، تداوم نسل پیامبر (ص) و گستردگی جهانی آن را نشان میدهد. نشان داد که شجرهٔ طیبه بودن او، ریشهٔ ثابت و شاخههای بلند ایمان او را به تصویر میکشد. نشان داد که ذیالقربی بودن او، حق مالی او را در فدک اثبات میکند و دفاع او از این حق، دفاع از ولایت است.
همچنین نشان داد که مودت او، مزد رسالت پیامبر (ص) است و مودت بدون معرفت و اطاعت، ریا و تملق است. نشان داد که اهل ذکر بودن او، مرجعیت علمی او را در مسائل دینی اثبات میکند. نشان داد که ابرار بودن او، ایثار و اخلاص او را در اطعام به یتیم و مسکین و اسیر به تصویر میکشد. و در پایان نشان داد که اهل بیت بودن او، جایگاه خانوادگی و نسب او را در خانهٔ وحی تبیین میکند.
نتیجهٔ نهایی آن است که حضرت زهرا (س) در قرآن، آینهٔ کامل انسانیت است. او با عصمت، کوثر، شجرهٔ طیبه، ذیالقربی، مودت، اهل ذکر، ابرار و اهل بیت بودن، هشت جلوهٔ قرآنی از مقام و منزلت خود را نشان داده است. و این، همان درسی است که قرآن به ما میآموزد: حضرت زهرا (س) نه تنها یک زن، بلکه یک الگوی الهی برای همهٔ زنان و مردان باایمان است
ارجاعات:
[۱] سوره احزاب، آیه ۳۳.[۲] مفردات راغب، ذیل واژهٔ «رجس».
[۳] تفسیر نمونه، جلد ۱۷، ذیل آیهٔ ۳۳ احزاب.
[۴] همان.
[۵] تفسیر نورالثقلین، جلد ۴، صفحه ۲۷۶.
[۶] احقاق الحق و شواهد التنزیل، به نقل از تفسیر نور، جلد ۷، صفحه ۳۶۲
[۷] سوره کوثر، آیه ۱.
[۸] تفسیر نور، جلد ۱۰، صفحه ۶۱۰.
[۹] سوره کوثر، آیه ۳.
[۱۰] تفسیر نور، جلد ۱۰، صفحه ۶۱۱.
[۱۱] همان.
[۱۲] همان، به نقل از تفسیر کبیر فخر رازی.
[۱۳] همان، جلد ۱۰، صفحه ۶۱۲.
[۱۴] همان.
[۱۵] همان.
[۱۶] سوره حج، آیه ۳۸.
[۱۷] تفسیر نور، جلد ۱۰، صفحه ۶۱۲.
[۱۸] همان، جلد ۱۰، صفحه ۶۱۳.
[۱۹] همان، جلد ۱۰، صفحه ۶۱۱.
[۲۰] همان، جلد ۱۰، صفحه ۶۱۴.
[۲۱] سوره ابراهیم، آیه ۲۴.
[۲۲] تفسیر نور، جلد ۴، صفحه ۴۰۹.
[۲۳] همان، جلد ۴، صفحه ۴۱۰.
[۲۴] برگزیده تفسیر نمونه، جلد ۲، صفحه ۵۰۷.
[۲۵] همان.
[۲۶] سوره ابراهیم، آیه ۲۵.
[۲۷] تفسیر نور، جلد ۴، صفحه ۴۱۰.
[۲۸] سوره اسراء، آیه ۲۶.
[۲۹] تفسیر نور، جلد ۵، صفحه ۴۴.
[۳۰] همان.
[۳۱] همان، به نقل از احتجاج طبرسی، جلد ۲، صفحه ۳۳.
[۳۲] سوره روم، آیه ۳۸.
[۳۳] تفسیر نور، جلد ۷، صفحه ۲۰۴.
[۳۴] همان، جلد ۵، صفحه ۴۴.
[۳۵] همان، به نقل از بحارالانوار، جلد ۷۵، صفحه ۳۰۲.
[۳۶] همان، به نقل از تفسیر نورالثقلین.
[۳۷] سوره شوری، آیه ۲۳.
[۳۸] تفسیر احسن الحدیث، جلد ۹، صفحه ۴۷۳، به نقل از تفسیر علی بن ابراهیم.
[۳۹] همان، به نقل از البرهان فی تفسیر القرآن.
[۴۰] همان، به نقل از مسند احمد بن حنبل و صحیح بخاری.
[۴۱] تفسیر نور، جلد ۸، صفحه ۳۹۴.
[۴۲] همان، جلد ۸، صفحه ۳۹۵.
[۴۳] همان، جلد ۸، صفحه ۳۹۶.
[۴۴] همان.
[۴۵] همان، به نقل از تفسیر زمخشری و فخر رازی.
[۴۶] همان، جلد ۸، صفحه ۳۹۷، به نقل از تفسیر فخر رازی.
[۴۷] سوره احزاب، آیه ۵۷.
[۴۸] سوره نحل، آیه ۴۳.
[۴۹] سوره انبیاء، آیه ۷.
[۵۰] تفسیر نور، جلد ۴، صفحه ۵۲۵.
[۵۱] همان.
[۵۲] همان، به نقل از بحارالانوار، جلد ۲۳، صفحه ۱۷۲.
[۵۳] همان، جلد ۴، صفحه ۵۲۵.
[۵۴] همان، جلد ۵، صفحه ۴۲۶، به نقل از تفسیر درالمنثور.
[۵۵] همان، جلد ۵، صفحه ۴۲۶.
[۵۶] سوره انسان، آیه ۵.
[۵۷] تفسیر نور، جلد ۱۰، صفحه ۳۲۶.
[۵۸] همان، جلد ۱۰، صفحه ۳۲۷.
[۵۹] سوره انسان، آیه ۷.
[۶۰] سوره انسان، آیه ۸.
[۶۱] سوره آلعمران، آیه ۹۲.
[۶۲] سوره انسان، آیه ۹.
[۶۳] تفسیر نور، جلد ۱۰، صفحه ۳۲۸.
[۶۴] سوره انسان، آیه ۱۰.
[۶۵] سوره طه، آیه ۱۳۲.
[۶۶] تفسیر نور، جلد ۵، صفحه ۴۱۳.
[۶۷] تفسیر اثنی عشری، جلد ۸، صفحه ۳۵۱، به نقل از مجمع البیان و نورالثقلین.
[۶۸] همان، جلد ۸، صفحه ۳۵۲، به نقل از عیون اخبار الرضا (ع).
[۶۹] تفسیر روان جاوید، جلد ۳، صفحه ۵۳۵.
[۷۰] تفسیر نور، جلد ۵، صفحه ۴۱۴.
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون